این روزها...
این روز ها چه حال عجیبی داریم...دل مادر های سرزمین مان خون است این روزها...جوانان این سرزمین جان به لب اند این روزها . ..تف به این روزگار پلشت که آزادی و آزادگی را به مسلخ می برند و برای نو کیسه های تازه به دور رسیده تحلیف و تنفیذ و تکریم و تندیس !! می گیرند. این روزها آنقدر معصومانه غرق به خونند که خون به جگر تاریخ می کنند. این روزها آنقدر سرشار از شور و احساس اند که هیچ ریاضیات و دو دوتا چهارتایی در دنیا نمی تواند حسابشان کند.این روزها برای هموطن هایمان مراسم تدفین و تشییع و ترحیم می گیریم. این روزها سرزمین مان اینگونه است.این روزها هریک از آزادگان یک تابوت سبزند : می خواهند آزادگان را بمییرانند قبل از اینکه دق مرگ شوند !
به رییس جمهور محبوب من خرده نگیرید. احمدی نژاد له له می زند یک جو عدالت پیشکش من و شما کند منتها چندشش می شود.
**یک نفر در بهارستان سوگند یاد می کند که با مردم باشد اما هفته هاست که مردم کشی می کند. یک نفر در بهارستان سوگند یاد می کندخادم مردم باشد اما هفته هاست مردم را کبود و علیل می کند.یک نفر در بهارستان سوگند یاد می کند که پاسدار مام وطن باشد اما در زمینه خلیج فارس با برادر های عرب تواضع به خرج می دهد با مته برقی به جان قبر کوروش می افتد با ساختن یک پل و تنها یک پل اورومیه را می خشکاند تازگی ها می خواهد از وسط جنگل گلستان جاده بکشد در ضمن در حال آسفالت کردن دماوند هم هست... تا چشم همه شما وطن فروشهای بی وجود در بیاید. یک نفر در بهارستان سوگند یاد می کند که ایران را جهانی کند اما همه جهان طی یک همبستگی با شکوه تحریممان می کنند ( و کردند). بهارستان تو شاهد باش که " او " دروغ می گوید. تو این سوگند ها را واژه به واژه به امانت و نیابت از مردم ایران در سینه ات نگاه دارتا روزی که خداوند "او " را باز خواست کند. بی شک تو آن روز معتبرترین و بر حق ترین گواه خواهی بود.آن یک نفر هنوز دارد بی امان سوگند یاد می کند و رهگذران هم بیلاخی حواله اش میکنند.!!!
** تا حالا هیچ فکر کرده ای قهرمان با پهلوان چه فرقی دارد؟ شاید بگویی ای بابا این دو تقریبا یکی هستند چه حرف ها میزنی تو... اما نازنینم این دو فرق دارند. میبینی حسیتن رضا زاده را ؟ او یک قهرمان است . قهرمانها مرارت می کشند قوی می شوند بعد مدالهای طلا می گیرند اول می شوند قهرمان می شوندبعد سنشان که بیشتر شد قهرمانی و اول شدن هم رو به زوال می رود. پیر تر که شدند بیمار می شوند و دست آخر می میرند . وقتی که مردند از یاد مردم هم می روند. اما...اما پهلوانان نمی میرند. زنده باد زنده یاد جهان پهلوان غلامرضا تختی که سالهاست پیکرش زیر خاک است و پهلوانی هایش نمی گذارد نامش از ذهن و زبان مردم پر بکشد و مردم از یادش بکاهند.
**وطن این روزها قفسی مالامال از سیاهی است...من سیاه را دوست دارم اما سیاهی را نه. سیاه نجیب است .مرام دارد و آدم را در اغوش بی انتهایش می کشد.سیاه وقار و زیبایی را یک جا دارد.سیاهی اما قلب آدم را می چزاند.نکبت از سر و رویش می ریزد. چشمانش دریده است و روح انسان را حد می زند...وطن این روزها در ازدحامی از اصول گیر کرده است. من اصولگرا نیستم اما اصولی دارم که پایبندی به آن را بهتر از هر اصولگرای نا اصل و بی اصلی آموخته ام.در مکتب ما هر منحرفی مجال اصلاح دارد و در مکتب اصولی ها نا راست ها را باید گردن زد.
** همه آنهایی که در راه نیل به آزادی با شهادتشان تنهایمان گذاشتند از کسان من بودند گرچه هیچ یک را حتی یک بار هم ندیده بودم.از کسان من بودند گر چه هیچ نسبت خونی با هیچ یک نداشتم. وطن از قداست اشکهای مادران آن عزیزان ایستادگی را وام می گیرد . بغض فرو خورده پدر هایشان را حرمت می گذاریم.سبز باد یاد آنهایی که ایستاده مردند.
