سلام به همه دوستان عزیز تر از جان.......احوالات تون درچه حاله....؟ با سلامتی که انشالله این روزا چیک تو چیکین ..نه؟...خدا رو شکر........................!
وای پرسپولیسیای بحران زده این روزا حسابی رفتن تو حس و بی خیال احترام یه پیشکسوت واز این حرفا شدن.خودمونیم این جماعت همیشه اعتماد به نفسشون قابل تحسین بوده...وا لله به خدا...چرا میخندی...اعتماد به همچین نفسی ایول داره دیگه...نداره؟از الان شروع کردن کری خوندن که دربی قرمزه...نخیر فدای اون چشمای سیاهت بشم من اون رنگ دل شماس که قرمز و خونه تو دربی... افشینم گفتش که دربی مال استقلاله.....چشمای شهلایی خدا که آبی آسمون سقف استادیوم که آبی دیگه کری خوندنت چیه؟ حالا کل استادیمو بیارن لنگی بشونن... طفلکیا پس زمینشون آبیه....
داشتیم با بر وبکس آبی حرف میزدم خبر دادن استقلال جوان ویژه نامه زده خفن. خواستم مال پرسپولیسو ببینم تو نمیری نتونستم نگاه کنم بهش...نه که مال خودمون همیشه ورق گلاسه اس این ورق کاهیه روزنامه لنگیا چشمو اذیت میکرد منم بی خیال شدم....
خلاصه دوستان تو این ایام الله انتظار علما و فقها و وبلاگ نویسا و مراجع تقلید و همین همسایه بغلی خودمون حاج آقا پدیده هر گونه کل کل ،کری و هر گونه سخن دیگری که موجب آزار و خط خطی شدن نرو (اعصاب)هواداران تیم رقیب بشود را بلا مانع و در بعضی موارد خاص واجب اعلام کردند...!!!
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر!
نازنین میخوام قصه بگم واست به یاد اون شبایی که گوش میسپردی به صدای پیر و خط خطی مادر بزرگت... شبایی که حالا دیگه خیلی غریبن و انگار سالهاست که مردن وفقط ما ازشون یه تصویر مات و مبهم به یادمون مونده...شبایی که الان پر شده از حسرتامون... و دلتنگیه از دست رفته هامون... و غصه نداشته هامون...پس خوب گوش کن...
دوستم رفته بوده با مامانش واسه خالش که تازه خونه خریده بوده کادو بگیرن...یکی از کادوهایی که گرفتن پتو بود...اونا میرن تو یه مغازه یه پتوی خیلی شیک وخوشگل از این جنسای گلبافت یا نمیدونم از همین کوفت و زهرممارا میبینن از قضا قیمتش به جنس و قیافش خیلی ارزون بوده...خلاصه اینا هم بی خیال شک و تردید میشن پتو رو میخرن. خالش جلوی خودشون پتو رو باز میکنه و همینجور که داشته نگاه میکرده یه هو لای پتو یه نامه پیدا میکنه.از این جا به بعدش گریه داره. نامه رو باز میکنه.....توش نوشته بود...: این هدیه ناقابل تقدیم به هموطن عزیزم در بم که شبهای سرد زمستون تو رو هر چقدر کم گرم کنه و.........!!!
حالا من میگم هیهات و وای بر ما و واویلا که اینجا زندگی میکنیم و این دولتمردان دلسوز ما مردمشون رو از محتویات چاه توالت خانه هاشان پست تر و بی ازرش تر میدونن...!اون زمان که انسان در بم مثل کیسه زباله فله ای دفن میکردند و آن زمانی که آب از دماغ بچه های بم تو ظل سرما میچکید و سر سیاهی زمستون مردم نمیتونستن خودشونو گرم کنن ...اون موقع که مردم فرط و فرط عطسه میکردن و آب از چشم و دماغشون همزمان سرازیر میشد... این پست فطرتا کمک های مردمی رو هم به تاراج میبردن...این قوم ظالمین نو کیسه گدا گشنه دهاتی تازه به دوران رسیده عین زالو افتادن رو مملکتو هی پول وثروتشو عین خون نجس تا جون دارن میمکن...امیدوارم تو خرخره هاتون گیر کنه و همه رو بالا بیارین که مال این مردم واین سرزمینو حلال تر از مال باباهای نداشته و نشناختتون اینطوری بالا میکشین!!!
اینجا ایران است و ما رعیت...ما مصداق فلاکت... ما همزاد نجابت...آیت الله فلانی طلب دارد ز زنهای آب و خاکش چی؟بکارت...مردک مزدور ملعون تو به این کارها چه کارت؟ مردمان سرزمینم اندکی باید جسارت...آرزویت چیست؟ دوری از اسارت...بگذریم از این حرفها....پول نفتهایمان کجا رفت....؟
یه ضرب و تقسیم ساده انجام بدید...قیمت نفت تو اخبار زرت و زرت اعلام میشه بشکه ای چنده....اینم اعلام میشه ما در روز چند بشکه نفت تولید میکنیم...با یه حساب کتاب سر انگشتی بفهمین سالی چقدر در میاریم...! بعد ببینین این همه پول پس چی میشه ؟ کجا میره؟ معلومه زیر امامه مقام معظم رهبری و جیبهای سوراخ رییس جمهور و خرج اجرای طرح چرب سازی سبیلهای شورای نگهبان !!!
این جماعت مردمشونو فقط واسه وقت کوری و پیسی میخوان...اینا هر ۴ سال یه بار یاد مردمشون میفتن...دم دمای انتخابات که میشه یاد ملت همیشه در صحنه میفتن...ولی این ملت خیلی وقته تو صحنن شماها نمیبینید آقایون شکم گنده که همیشه ازسر باد معده تصمیم میگیرین و حرف میزنین....
تو بوق و کرنا میکنن انتخابات مجلس..مجلس مردمی...مجلس آزاد...مجلسی که کاندیداهاش از زیر تیغ شورای نگهبان میگذره و قوانین نماینده هاشم واسه اجرا از فیلتر شورای نگهبان رد میشه دیگه انتخاب کردن نداره...این فقط یه مراسم انتصابات رسمی و رسانه ای بود که با یاری خدا و حمایت امام زمان به درستی انجام شد...اینم از انتصابات... وباز هم با افتخار میگن انتصاباتمون سالم برگزار شد. ما هم اصلا نفهمیدیم چقدر تابلو همه اصولگرا کرسیا رو اشغال کردن و مجلس تقریبا یکپارچه پر شد از جماعت احمق کوته فکر مذهبی که هیچی از مملکت داری و سیاست حالیشون نیست. ما اصلا نفهمیدیم چقدر تابلو روزنامه کیهان خوشحالی میکردو به این آقا و اون آقای اصولگرا تبریک میگفت. ما هم که تو این مملکت دلمون به ۴ تا اصلاح طلب خوش بود که اونا رو هم سگ خور کردن....!
ولی آزادی هر چقدر هم که دور باشه نزدیکه رفیق.آزادی...وسیع ترین کلمه ایست که تا به حال شنیده ام و چه حسرت بزرگی همزاد این اسم شده. کلمه ای که به خاطرتش چه سر ها بی تن ،چه تن ها بی جان و چه جان ها قربان شده.... ما منتظریم...منتظریم تا یک مهاتما گاندی دیگر و از جنس ایرانی در میان مان ظهور کند تا انقلابی گاندی گونه و میهنی آزاد داشته باشیم تا هر ایرانی با هر مرام و مسلک و طرز فکری بتواند راحت و بی دغدغه در کشورش زندگی کند.......!
زیاد با احساساتتون بازی کردم و زیاد ناراحتتون کردم......شرمنده قلبهای مهربونتون شدم...چه کنیم استقلالی هستیم دیگه یه جورایی اسممون با آزادی عجین شده...بعد این دومی رو نداریم اینه که اعصابمون به هم میریزه.دست خودم نیست جون شما....سال نوی همگی مبارک...!
به امید داشتنی ایرانی آباد و آزاد و مردمی آگاه و سربلند......
پایدار باد تاج....پاینده باد استقلال.......
یا علی...!!!

