تبليغاتX
وطنم... سبزی من از تو... آزادی تو از من
سلام.....سلامی به گرمی هرم نفس هاتون...!

دلم گرفت از بی انصافی و نمیدونم چه بلایی به سر تیم ابی محبوبم اوردن که به سرم زد که دزدی کنم و در کمال بی چشم ورویی نوشته دکتر شریعتی رو اونجوری که خودم عشق میکنم از نو بنویسم:

خواستم بگویم استقلال افتخار ایران است...

دیدم استقلال نیست!

خواستم بگویم استقلال محبوب دل میلیون ها انسان است   ...

دیدم که استقلال نیست!

خواستم بگویم استقلال بانی اشک وخنده میلیون ها ایرانی است   ،

باز هم دیدم استقلال نیست...!

خواستم بگویم استقلال فرزند دردانه اسمان است   ،

دیدم استقلال نیست...

نه، این ها همه هست واین همه استقلال نیست!

استقلال، استقلال است...!!!

اینقدر وقاحت به خرج دادم  که میدنوم  اگه اون  خدا بیامرز زنده بود حتما حق من چشم سفید رو میذاشت کف دستم که دگرباره از اینگونه خطاها نکنم...!

بگذریم...دلم بس نافرم گرفته...غمباد گرفتم انقدر ظلم در حق این تیم دیدم و هیچکس هیچ حرفی نزد به این جماعت. گلی که داور نالایق در برابر دیده هزاران نفر پر پر کرد و نتیجه بی رمقی که تساوی را فریاد میزد ، ودل کم طاقت هوادارانی که پژمرده شد از فرط ناراحتی و برد در اغوش ازادی ندیدن! بازیکن ابو مسلم بعد از بازی فحاشی میکنه ،خبرنگار کتلت میکنه اقا رو ۳ جلسه محروم میکنن...مدافع ما بازیکن حریف چسبیده بهش ول کن معامله هم نیست ، اقای داور استیک مات نمیبینه هیچی بهش نمیگه تذکرهم نمیده،بازیکن هم تا یه حدی تحمل داره بالاخره خودش دست به کار میشه.... اونوقت اینم ۳ جلسه محروم میشه...تازه بعد از کلی در به در کردن تیم تو دو راهی کمیته انضباطی و شورای استیناف....!

همه اینا میگذره واین پرسپولیسه که داره می تازه که تازه بسازه یه بازه واسه سازماندهی برداش ،تو هم اینو به کسی نگو چون یه رازه اخه قرمز بدجوری تو فازه نمیدونه که شب درازه با اینکه شدیدا پر گازه ولی قطبی تو خواب نازه نفهمیدیم استیلی کجای پیازه این نیازه که پرسپولیس ببازه تازه قطبی میکشه خمیازه که اشکال ناکوکیه سازه.......میگه تغییر تاکتیک نیازه...!

این چرک نویس های ابی من ذهن تو را ،  مبادا که ازرده کند مهربان...دستان ابی مرا بگیر که ما با هم اسمانی خواهیم ساخت به وسعت همه دریاها و در ان خواهیم شست شکست ها را وتن نخواهیم داد به تساوی های خاکستری. بوسه بر جزر دریا میزنیم وساحل ارامش را در اغوش میگیریم. مد گریبان گیر دریای محبت قلب هامان میشود و احساس ازکاسه صبر چشمانمان سرازیر میشود. کینه ای نداریم وپرنده بی پروای خیال را پرواز میدهیم تا کهکشان شیرین ترین پیروزی ها....!

امید به این دارم که زرد قناری های اصفهانی را بدون امتیاز رها کنیم به حال خودشان و قرمزهای تنوری را از رنگ و رو بریم انقدر که حتی نارنجی هم نباشند...امید است برهانی گلزن تر و مرفاوی مختار تر ،جباری اماده تر و حجازی متواضع تر، ارام تر و با ارامش تر باشد...وحجازی خوش اقبال تر...و حجازی نتیجه گیر تر آمین را بگو که بعد از تو انشاالله مرغ  آمین آن را بگوید وگره از بخت ما باز شود،و مشکلات دشتی از لاله وحشی گردد تا من وتو وهر انکس که دلش هم ابی است در ان بساط مهربانی و تبسم بچینیم و اب زنیم راه را که جشن قهرمانی میرسد...!

این فصل استقلال قهرمان میشود: به دشواری و دردناکی تولد قافیه از شکم بی احساس یک نثر روان...! اما... امایی هست اینجا: منم ان قابله بی پروا که نثر سرکش لامذهب را دست اخر زایشی تحمیل سبکش میکنم از جنس کیمیای قافیه...

دوست من ! شما اگر حرفم را نفهمیدید ملالی نیست مقصود گفتن این بود: ابی قهرمان است.

                                                                                                   التماس دعا ! یا علی...

 

+ نوشته شده توسط نیلوفر در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 1:3 قبل از ظهر |