می خوام الان به عنوان یه ادم بی طرف در مورد نیکبخت ویه طرفدار منتصب به استقلال بنویسم....این همه تو وبلاگا تو این روز نامه ها ومطبوعات از اومدن نیکبخت یا موندنش تو پرسپولیسمی نویسن منداشتم فکر میکردم...خیلی چیزا یادم اومد یادم اومد این پسری که الان لباس تنش رنگ سرخ اشکای پارسال ما شده یهزمانی وقتی میگفت استقلال عشق و تعصب تو نگاش موج میزد وقتی اسمون اقبال استقلال ابری بود اشکش رو از استقلال دریغ نمیکرد...۹سال موند ...۹سال اونایی که میرفتن ورزشگاه با غرور اسمشو فریاد میزدن...این دردونه استقلال اونقدر عزیز بود که پرسپولیسیا کمتر جرات میکردن بهش فحش بدن....اون کسی بود که وقتی برای استقلال گل میزد از صمیم قلب پیراهنشو میبوسید...این همونیه که هر جا باهاش مصاحبه میکردن همه افتخارش این بود که استقلالیه...رنگ پیرهنش ابیه
اما نمیدونم چی شد ...چی کارش کردن ...یا خودش چش شد ...که این سرباز ابی از ارتش اسمونی ها دل کند و به محض اینکه فریاد دلخراش و نحس پرسپولیسی های زمینی رو شنید سریعتر از اون چیزی کهفکرشو کنیم سرشو برگردوند:چه کسی بود صدا زد:نیکبخت؟؟؟!!!! انگاری منتظر یه همچین چیزی بود انگار مطمئن بود قراره چی بشه یا می خواد چی کار کنه..اون واسه خاطر پول نرفت...اگه به خاطر پول میخواست بره سایپا و صبا باتری بهتر پول میدادن...اگه هوای هوادارا رو داشت میرفت پاس... تیم بدی نبود که..مگه ما ۹سال هوای اونو نداشتیماون رفت پرسپولیس که انتقام بگیره از کی نمیدونم ولی...ولش کن.. ...حالا یه چیز دیگه هم هست...این لنگیا میگن شماها نیکبخت رفت دارین دق میکنین چون کمبود اسطوره دارین ولی ما انصاریان رفت هنورم تشویقش میکنیم و......از این شر و ورا...پارسال پرسپولیس ببخشید لنگ یه بحران زده به درد نخور بود ...۹جدول بودن .کماهی یه مربی عوض میکردن...به همون اسطورشون که علی پروین بود چه فحشا که ندادن جد و ابادشو اوردن جلو چشش...داشتن برای بقا میجنگیدن.برای بقا تو لیگ برتر !!خود لنگبا از این که هوادار پرسپولیس باشن خسته شده بودن معلومه به بازیکنشون حق میدن اون که دیگه جای خود داره....اونا خودشون دیدن مسئولای وقت باشگاهشون علنا انصاریانو انداختن بیرون..منم باشم تشویقش میکنم اما استقلال پارسال ما...استقلال پارسال ما یه تبم قهرمان بود داشت میرفت اسیا و پشت بندش کلی اسپانسر بود که میتونست مشکلات مالی باشگاهو حل کنه(کاری به این نداریم که چه اتفاقی افتاد واسیا نرفتیم نیکبخت که اونموقع علم غیب نداشت بدونه) یه تیم منسجم .موفق بود که مربیشو فرستاده بود تیم ملی ....همه علنا تلاش میکردن نیکبختو نگه دارن...اون خواسته هوادارا رو میشنید اون تلاش رسانه ها رو دید .اما انگار اون فریاد یلند پرسپولیس بدجوری گوشاشو کر کرده بود....
اما میدونین کی از چشم همه افتاد زمانی با پیراهن قرمزبه استقلال گت زد بعدش اون پیرهن خیانتشو بوسید....نیکبخت یه جوری خوشحالی میکرد که انگار به برزیل گل زده....یه جوری که انگار دروازه لویی بوفون بهترین دروازه بان دنیارو باز کرده....جوری که انگار۱۱۰مین گل ملیشو زده و اقای گل دنیا شده...جوری که انگار به عربستان گل زده و رفتیم جام جهانی......میتونست ادمتر باشه تو اون صحنه .مثل کعبی که به فولاد گل زد از ناراحتی زد دوربین تلویزیونو شکست(تازه اون تیمش خوبه فولاد بود) بعد از بازی تو مصاحبش گفت :اخه ادم به فولاد تیم خودش گل بزنه خوشحالی داره!!! یا مثلا سعید رمضانی هروقت به تیمای ناصرخان گل میزد خیلی سربزیر فقط یه لبخند کوتاه میزد ....میدونین منظور شعور ادماس .....به هر حال نیکبخت بازیکنه خوبیه کسی نمی تونه منکر بشه اگه برگشت استقلال باید سعی کنیم گذشته رو فراموش کنیم تا اون جبران کنه و اگر هم برنگشت به هر حال موفق باشه ما استقلالیا به اون درجه رسیدیم که همچین ارزویی رو برای این ادم بکنیم واسه اون ۹ سالی هم دلمونو شاد کرد دستش درد نکنه....فقط کاش از این به بعد انقدر زود سر بر نگردونه:چه کسی بود صدا زد نیکبخت........
ان سفر کرده که صد قافله دل همره اوست..........................بار الهی هر کجا هست سلامت دارش


