تبليغاتX
وطنم... سبزی من از تو... آزادی تو از من
برای برادرم...برای همه برادران این سرزمین

دیدی برادر ایران کربلا شد؟ تهران نینوا شد ؟ دیدی این بار حسین تنها نماند ؟ بی شماری مان را دیدی برادر ؟مردمان اینجا را دیدی چه سلحشور و دست از جان شسته زدند به قلب لشگر ؟ چه عاشورایی بود امسال ‌‌‌چه عاشورای پر شوری چه عاشورای پر خونی !

مردم ، اینجا با قلب هایشان  فکر می کنند، با قلب هایشان نگاه می کنند، با قلب هایشان فریاد هیهات من الذله سر می دهند. اینجا مردم سراپا قلبند. اینجا حسین که ناله کند هل من ناصر ینصرنی؟ از در و دیوار برایش یاور می ریزد .

برادرم دیدی یزید خوار شد؟ دیدی خواری خار را برادر ؟برادر جان شهیدانمان را دیدی؟ ایران را که گهواره خون شد دیدی؟دیدی نهال عاشورای سبزمان را با خون، آب دادیم؟

دیدی خون دلها خوردیم بس که خون دادیم ! تهران را می بینی برادر که باید بخوانیمش خونین شهر؟!!!

می بینی برادر مردم این سرزمین چه جان بر کف برای دیدن روی ماه آزادی فریاد سر می دهند؟ برادر باتومت را ، تفنگت را  و هر آنچه از تو ضارب و از من مضروب می سازد زمین بگذار ،بیا که به نیت دستان تو پارچه سبز می بُریم . برادر بیا که آغوش ملت برایت بازِ باز است. برادر بیا که با هم سبز شویم و با هم کامیاب شویم. بیا که فردا روز پیروزی من حاکم و تو محکوم نباشی. برادرم بیا که آمدنت ، سبز شدنت مرهمی است برای دردهای این سرزمین و چه ماه عزیزی است محرم برای آمدن و آزاده شدن. حُر را می شناسی برادر؟ او که در لحظات واپسین حسین را برگزید او که رستگار شد. او که وارسته مُرد برادر. اما ختم کلام اینکه آمدن و نیامدن را خود دانی ....این تو و این ایران و این مردم.

                                                                                                یا حسین مظلوم

+ نوشته شده توسط نیلوفر در سه شنبه هشتم دی 1388 و ساعت 4:37 قبل از ظهر |
سرزمینی برای همه...برای تمام فصول .

این روزها ولوله ای بین حضرات دولتی ، بیت ر.ه.ب.ری و حومه افتاده که بساط آشتی ملی علم کنند و صد البته متوقع که سبزها به سرکردگی موسوی و پیش قراولی شیخ کروبی با آهنگ وحدت  برای حضرات، بیت مذکور ! و حومه دل ای دل کنند !

یک روز تیمی می ریزند کردستان و به جرم انگشت تو بینی کردن مسلحانه و اقدام علیه امنیت ملی با ول کردن باد معده (آن هم درست لب مرز!!!) جوانهای مردم را اعدام میکنند.!!! روز بعد راه کج می کنند میکنند طرف بلوچستان امام جمعه شان را دستگیر میکنند. خلاصه بی امان روی اعصاب اقوام و اقلیت ها (بخوانید ملت ) راه می روند. یورتمه روی روح و روان جنبش سبزی ها هم که جای خود دارد ( حالا جسمشان بماند !). سر آخر انگار که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده حرف از وحدت می زنند. این روزها هموطنان کرد ما بعد از اعدام احسان فتاحیان بی حساب دلگیرند. حق هم دارند برای این بغض ها و دلگرفتگی ها. 30 سال است در گوش مان می گویند کردها وحشی اند . تجزیه طلب اند . دلشان بند ایران نیست. اما کیست که نداند قلب ایرانی جز خانه ایثار ، سر سپردگی و عشق به وطن نیست. چند روز پیش جاییی خواندم یک هموطن دلیر کرد نوشته بود : " اگر روزی قرار باشد ایران تکه تکه شود، آخرین تکه ای که از آن جدا خواهد شد کردستان خواهد بود. "

صدایم را از این تهران سراپا مبارزه و پایمردی به گوش هموطنهای کرد غیورم می رسانم : کردستان پاره تن ایران است.

آخرین تکه ای که از ایران جدا خواهد شد هیچ کجا آباد سفلی است ! از هم گسستن در مرام مردمانی که هزاران سال شمسی و قمری و میلادی در کنار هم زیسته اند ، نیست.

یکی دل به موسوی داد و شد پایمردی خطیر

یکی یار احمدی نژاد شد آخرش هم وزیر !


+ نوشته شده توسط نیلوفر در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 0:16 قبل از ظهر |
و السماء رفعها و وضع المیزان / الا تطغو فی المیزان/ و اقیمو الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان

                                                                                  (کتاب مقدس الهی، آیات 7-8و9 الرحمن)

(آسمان را کاخی رفیع گردانید و میزان را در عالم وضع فرمود.و حکم کرد که ای بندگان هرگز در میزان عدل تعدی نکنید.و هر چیز را به ترازوی عدل و انصاف بسنجید و هیچ در میزان کم فروشی و نادرستی مکنید.)


ایرانیان ،در سرزمین ما  در این خطه اهورایی  میزان عدل، " آقا " ست.  میزان رای " آقا" ست.

رندان مست انقلابی از پای نخواهند نشست. در مرام اغیار زیر بیرق " آقا پرستان " رفتن ننگ است.وای که مثل چریکها می شوی برادر، وقتی سربند سبز یا حسین می بندی. مگر سلحشوری دختر که پا برهنه از چنگ فرمانده هفت تیر به دست می گریزی و تکه ای از رو سری ات را به سر شکسته پسری می بندی.؟!... آری سلحشوری.

روزی را می بینم که روی صندلی لهستانی نشسته ام و کتاب تاریخ فرزندم را ورق میزنم که خرداد 88 را به غایت سلاخی کرده است. نام میر حسین موسوی با یادی نیک در آن نوشته شده است. آری، تاریخ از جنبش چریک های سبز به نیکی یاد خواهد کرد.تاریخ از آن روزهایی خواهد گفت که مردم بی ریا فریاد یا حسین سر می دهند و ریشوهای بی ریشه زیر خروارها خاک در گور های سردشان آرام گرفته اند.

هدفی داریم که تا به آن دست نیابیم آرام نخواهیم گرفت،بی امان مبارزه می کنیم  و بیهوده نمی میمیریم.به همین راحتی ها جان نخواهیم داد که حسین تنها بماند که اهل کوفه نیستیم !

خداوندا ،بخت ایران رام و فالش نیک. خداوندا ، قرارش نباشد آنکه بی قراری را به مردمان ایران زمین حواله کرد.

       یا صریخ المستصرخین.

+ نوشته شده توسط نیلوفر در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 7:25 بعد از ظهر |