دیدی برادر ایران کربلا شد؟ تهران نینوا شد ؟ دیدی این بار حسین تنها نماند ؟ بی شماری مان را دیدی برادر ؟مردمان اینجا را دیدی چه سلحشور و دست از جان شسته زدند به قلب لشگر ؟ چه عاشورایی بود امسال چه عاشورای پر شوری چه عاشورای پر خونی !
مردم ، اینجا با قلب هایشان فکر می کنند، با قلب هایشان نگاه می کنند، با قلب هایشان فریاد هیهات من الذله سر می دهند. اینجا مردم سراپا قلبند. اینجا حسین که ناله کند هل من ناصر ینصرنی؟ از در و دیوار برایش یاور می ریزد .
برادرم دیدی یزید خوار شد؟ دیدی خواری خار را برادر ؟برادر جان شهیدانمان را دیدی؟ ایران را که گهواره خون شد دیدی؟دیدی نهال عاشورای سبزمان را با خون، آب دادیم؟
دیدی خون دلها خوردیم بس که خون دادیم ! تهران را می بینی برادر که باید بخوانیمش خونین شهر؟!!!
می بینی برادر مردم این سرزمین چه جان بر کف برای دیدن روی ماه آزادی فریاد سر می دهند؟ برادر باتومت را ، تفنگت را و هر آنچه از تو ضارب و از من مضروب می سازد زمین بگذار ،بیا که به نیت دستان تو پارچه سبز می بُریم . برادر بیا که آغوش ملت برایت بازِ باز است. برادر بیا که با هم سبز شویم و با هم کامیاب شویم. بیا که فردا روز پیروزی من حاکم و تو محکوم نباشی. برادرم بیا که آمدنت ، سبز شدنت مرهمی است برای دردهای این سرزمین و چه ماه عزیزی است محرم برای آمدن و آزاده شدن. حُر را می شناسی برادر؟ او که در لحظات واپسین حسین را برگزید او که رستگار شد. او که وارسته مُرد برادر. اما ختم کلام اینکه آمدن و نیامدن را خود دانی ....این تو و این ایران و این مردم.
یا حسین مظلوم


